|
حسن جون دوستت دارم
آمدم تا عاشقانه در کنار تو بمانم تا برای تو بمیرم، مهربان من
آمدم تا آنکه باشم تکیه گاه خستگی هات، ای گل نیلوفر من در دو چشم من نگاه کن تو منو از من جدا کن با محبت آشنا کن یه روز خدا پنجره بهشت رو باز کرد. و از همه خواست تا آرزوهای بر دل مانده خودشونو بگن. نوبت به من رسید با سر انگشت اشاره تو رو به خدا نشون دادم وگفتم خدایا از عمر من بگیر و به عمر اون بیفزای از شادی من کم کن و شادیش را فزون .غمم را فراوان کن و از غمش بکاه ........
بار الها او را برایم نگه دار ......... دوستت دارم
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام البته غزل جووووونم ۳خرداد دنیا اومده اما من امروز جشن گرفتم تولددددددددددددت مبارک عزیزم یوووووووووووووووووووووووووووووووهههههههوووووووووووووووووووووووو مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارکککککه عزییییییییییییییییزم کادو یادتون نره
این پست رو اختصاص میدم به ۲گل باغ بهشت ..........پدر ومادر عزیزتر از جوووووونم پدر ومادر عزیزم عاشقانه دوستتون دارم ومی پرستمتون........ واز خدای خودم شاکرم به خاطرنعمتهایی که به من عطا کرده....پدر ومادرمهربون وصبورم..دوووووووووستون دارم این پست تقدیم به همه پدر مادرهای عزیز به خصوص پدر ومادر خودم...ایشاا... همیشه تن مادروپدر عزیزم! درستایش دنیای پرمهرتان ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر برگردنتان خواهم آویخت. شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم پدرم مادروپدرم، بوسه بر دستان خسته تان جانم را زنده می کند و دیدار تان عشق را در دلم به ارمغان می آورد. ایمانم از دعای شماست وخدایم را از زبان شما شناخته ام ، ،دوستتون دارم راستش من عاشق این متن هستم...البته فقط در مورد مادرهستش مـادر تــو بـهشــت جـاودانــی مـادر در چشم تـو نـور زندگانـی جـاریـست ای کـاش کـه تـا ابــد نــمـیــرد مادر مهر است سراسر وجودش تــا هـست هر بار که خنده بـر لبش مــی رویــد چشمان پر از ستـاره ی مــــادر مــن ای کاش همیشه جـاودان مـی بــودی در کوچه جان همیشه مادر بـــاقیست در گـــویــش عـاشـقانـه ، نـام مــــادر
در زمان های بسیار قدیم ، وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود ، فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه . ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت : بیایید یک بازی بکنیم مثلا قائم باشک ..."
همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا" فریاد زد : من چشم می گذارم . و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست دنبال دیوانگی بگردد. همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد . دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به شمردن : یک ... دو ... سه ... همه رفتند تا جایی پنهان شوند .
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد ، خیانت داخل انبوهی از زباله ها پنهان شد ، اصالت در میان ابرها مخفی شد ، هوس به مرکز زمین رفت ، دروغ گفت به زیر سنگ می روم ولی به ته دریا رفت . طمع در کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد .
و دیوانگی مشغول شمردن بود : هفتادونه ..... هشتاد ....... هشتاد ویک ......
و همه پنهان شده بودند بجز عشق که همواره مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیرد و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.
در همین حال دیوانگی به پایان شمارش رسید :نود و پنج ..... نود وشش ...... نود وهفت .......
هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و در بین یک بوته گل رز پنهان شد .
دیوانگی فریاد زد : "دارم میام ، دارم میام ....."
اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلی ، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود .
لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود . دروغ در ته دریاچه و هوس در مرکز زمین یکی یکی همه را پیدا کرد . بجز عشق او از یافتن عشق نا امید شده بود .حسادت در گوشهایش زمزمه کرد :" تو فقط بایدعشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است ."
دیوانگی شاخه ی چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان آن را در بوته گل رز فرو کرد و با صدای ناله ای متوقف شد . عشق از پشت بوته بیرون آمد . با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون میزد. شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بود . او نمی توانست جایی را ببیند . او کور شده بود .
دیوانگی گفت : من چه کردم ، چگونه می توانم تو را درمان کنم ؟
عشق پاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی راهنمای من شو .
و این گونه شد که از آن روز به بعد ...
عشق کور شد و دیوانگی همواره همراه اوست دلم میخواد احساستون رو در مورد این متن زیبا بنویسید
ممنون که دعوت من رو قبول کردین قربون همتون امشب ما جشن داریم چه جشنی؟ خواستم همه شما دعوت با شین عزیزان من چندین سال پیش در چنین شب عزیزی پس بنابراین تولد حسن عزیزمه اینم از کیک تولدش عجب کیکی
|
درباره من
![]() سلام دوستان گلم.....
من( الهه) هستم .... این یک وبلاگ همه جوره هستش واسه مطلب خاصی درستش نکردم میخوام توش خاطراتم حرفهای دلم نوشته های دوست داشتنیم ووو.....بنویسم و این وبلاگم رو تقدیم میکنم ((عشقم حسن و نفسم غزل)) امیدوارم شما دوستان گلم با نظراتتون دربهتر شدن وبلاگم من رو یاری کنید مرسی........ منوی اصلی
نویسندگان
آرشيو نوشته ها
مطالب قبلي
تقدیم به تو که بهترینی
تقدیم به بهانه زندگیم غزل جوون تولدت مبارک •:* ♥مادرم شاخه گل باغ بلور ♥•:* ♥پدرم فاصله عشق و غرور•:* ♥ دیوار سنگی حسن عزیزم تولدت مبارک آخرین آپ 87 عید همه مبارک تقدیم به بهانه زندگیم پيوندها
قالب
امکانات
همراهان الهه عاشق
mani
دانلودبهترینمطالب غمگین وعاشقانه ♥داستان عاشقانه♥ ♥ملکه تنهایی♥ بازار اس ام اس الهه جونی ((((chesh3fid)))) ♥یادداشتهای دلღماردین عزیز♥ ღღشاعرانهღღ ღماه مهربونღآیدا جونمღ ღدوستم بدار شایدفردایی نباشدღ ♥ღدنیای نیلو جوووون♥ღ معجزه خاموش.فرزانه جون ღ♥ღرویای عشقღ♥ღ ღ♥ღღیالقوز آغاجღ♥ღ♥ ღبا هم ولی تنهاღتک پرگلم ღغزل آباددلتنگی ღعاشقانه های محمد حسین حسینی ღصندوقچه دلمღشادی جون ♥ღالهه امیری ♥عشق آراز♥ ♥ღپادشاه صخره ها(امید)♥ღ چشمهای بارانی♥مریم جون ღjoojoo jooon♥♥ღ♥♥ ♥♥ღمن.........♥.♥ღ ♥♥ღ♥الهه شرقی♥♥ღ♥ ღ♥آبجی ندا جووووونم♥ღ ღعاشقان داریوشღآقا عماد ღقلب شیشیه ایღنسیم جون ღ♥ღعسل بانوღ♥ღ ღعاشقانه ها با الهام والناز عزیز♥ ღکهنه درختღآقا مهران ♥ღlostboys (اقا میلاد) ღ♥ღدوست داشتنی ღ♥ღ ღکلبه عشق پری لوتی ღ یاس کبود♥بهشت من ღاقامهدی ღ♥ღ$$گمشده$$ ღ♥ღ ღجنون عشق ღعسل جون ღ♥ღخوش هیکل ღ♥ღ ღ♥ღدل تنها ღ♥ღ ღ♥ღروح سوار ღ♥ღ ღ♥ღریحانه جوووون ღ♥ღ ღ♥ღشب شراب ღ♥ღ ღ♥ღرویای با تو بودن ღ♥ღ ღ♥ღپگاه جوووون ღ♥ღ ღ♥ღپائیز طلائی ღ♥ღ ღغوغای عشق در دفتر عشق ღ ღ$همه چیز در اینجا$ ღ ღ♥ღبچه دهاتی ღ♥ღ ღ♥ღعشق سوخته ღ♥ღ تمام پيوندها |